سرهمبندی

لغت نامه دهخدا

سرهم بندی. [ س َ هََ ب َ ] ( حامص مرکب ) در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن. ( یادداشت مؤلف ).
- سرهم بندی کردن؛ بی استحکام کاری انجام دادن. با عدم دقت کاری را انجام کردن.

فرهنگ معین

(سَ رِ هَ. بَ ) (حامص. ) (عا. ) کاری را سرسری انجام دادن.

فرهنگ عمید

۱. کاری را سرسری انجام دادن.
۲. چیزی سست و بی دوام ساختن.

فرهنگ فارسی

سطحی و سرسری کاری را انجام دادن.
در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن ٠

جمله سازی با سرهمبندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در قرن نوزدهم میلادی فراگیری و رازگشایی در علوم وابسته به امور فرهنگ‌شناسی و دین‌شناسی توسعه چشمگیری داشت. دانشگاه‌هایی که در آن تاریخ ادیان تدریس می‌شد در جستجوی دلیلی برای گوناگونی دینی و مذهبی بودند. ادیان با توجه به کوچکی و بزرگی جوامع و همچنین روند گسترش و پیشرفت‌شان به گروه‌های مختلفی دسته‌بندی شدند. ادیان همچنین با در نظر گرفتن میزان روح توحیدی و عقاید مشرکانه‌شان، به گروه‌بندی خاص خودشان طبقه‌بندی شدند. ادیان دارای طیفی خاص هستند که یک سوی آن ادیان کاملاً سازماندهی شده، قانونمند و منظم و سوی دیگر طیف ادیان تصادفی، سرهمبندی شده و اصلاح شده قرار دارند.

باری یعنی چه؟
باری یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز