سرهم بندی

لغت نامه دهخدا

سرهم بندی. [ س َ هََ ب َ ] ( حامص مرکب ) در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن. ( یادداشت مؤلف ).
- سرهم بندی کردن؛ بی استحکام کاری انجام دادن. با عدم دقت کاری را انجام کردن.

فرهنگ معین

(سَ رِ هَ. بَ ) (حامص. ) (عا. ) کاری را سرسری انجام دادن.

فرهنگ عمید

۱. کاری را سرسری انجام دادن.
۲. چیزی سست و بی دوام ساختن.

فرهنگ فارسی

سطحی و سرسری کاری را انجام دادن.
در تداول عوام کاری را بسرعت و بی دقت کافی و تنها برای ادای تکلیف انجام دادن ٠

ویکی واژه

(عا.)
کاری را سرسری انجام دادن.

جمله سازی با سرهم بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هجده تومان زر سارا و سیم سره وام آقا علی از رهگذاری های یکسر اسبم دام گردن است که به خواست پاک یزدان پس از چهل روز دیگر با دست خویش یا گماشته خود در پای تخت شهریار جوانبخت محمد شاه قاجار که چرخش زمین باد و جهانش زیر نگین، کارسازی کرده پوزش پرداز هیچگونه سالوس و سرهم بندی و کاربند بهانه های بی مغز ریشخندی نگردم. اگر خدای ناخواسته به هنگام خود تنخواه نرسید و دام وام از گردن پرداخته نشد بدان راه و روش که کیش سوداگران است و بازاریان شهری و روستا را هنجار داد و ستد بر آن، هر چند از چهل روز برگذرد ده دو نیم سود بر سرمایه فزوده به خواهنده پیمایم، و این نوشته که در میان داوری راستین است و راست گواهی در آستین دریافت افتد.

ارین یعنی چه؟
ارین یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
رگبار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز