«سابقه سالار» یک واژه مرکب است که به معنای «پیشرو» یا «فرمانده» در زمینههای مختلف به کار میرود. این اصطلاح به ویژه در زمینه نظامی و کاروانها کاربرد دارد. در لغتنامهها، «سابقه سالار» به عنوان امیر کاروان، قافلهسالار و پیشرو لشکر تعریف شده است. این واژه به افرادی اشاره دارد که مسئولیت رهبری و هدایت یک گروه یا کاروان را بر عهده دارند. در تاریخ، این افراد معمولاً در سفرهای طولانی و خطرناک، نقش کلیدی در حفظ نظم و امنیت کاروانها ایفا میکردند. علاوه بر این، «سابقه سالار» به عنوان کنایهای از حضرت محمد (ص) نیز به کار میرود، که نشاندهنده مقام و منزلت ایشان در میان مسلمانان است. به این ترتیب، این واژه نه تنها به رهبری و فرماندهی اشاره دارد، بلکه بار معنایی مذهبی و فرهنگی نیز دارد. در اشعار و متون ادبی، این عبارت به عنوان نماد آغاز و سرآغاز نیز مورد استفاده قرار میگیرد، که به عمق و اهمیت رهبری در زندگی اجتماعی و دینی اشاره دارد.
سابقه سالار
لغت نامه دهخدا
سابقه سالار. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] ( اِ مرکب ) سرلشکر. ( شرفنامه منیری ) ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( شمس اللغات ). پیشرو لشکر بزرگ کاروان نظامی. ( فرهنگ خطی کتابخانه مؤلف ). مقدمه و امیر کاروان وپیشرو قافله. ( شمس اللغات ). امیر کاروان. ( شرفنامه ٔمنیری ). قافله باشی. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). سردار.( غیاث اللغات ). کاروان سالار. قافله سالار. || سرآغاز. اول الاولین. ( گنجینه گنجوی ):
سابقه سالار جهان قدم
مرسله پیوند گلوی قلم.نظامی ( مخزن الاسرار ص 2 ).
سابقه سالار. [ ب ِ ق َ / ق ِ ] ( اِخ ) کنایه از حضرت رسالت. ( برهان ) ( آنندراج ) ( فرهنگ ناظم الاطباء ) ( شعوری ) ( مؤید الفضلا ) ( فرهنگ خطی کتابخانه مؤلف لغت نامه ).
فرهنگ معین
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) کاروان - سالار، پیشرو قافله.
فرهنگ عمید
۱. قافله سالار، کاروان سالار، پیشرو کاروان.
۲. پیشرو لشکر، سالار سپاه.
۳. سرآغاز: سابقه سالار جهان قدم / مرسله پیوند گلوی قلم (نظامی۱: ۳ ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - پیشرو قافله امیر کاروان. ۲ - فرمانده لشکر سالار سپاه. ۳ - ( صفت ) پیغمبر اسلام.
کنایه از حضرت رسالت
ویکی واژه
کاروان - سالار، پیشرو قافله.
جمله سازی با سابقه سالار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سابقه سالار جهان قدم مرسله پیوند گلوی قلم