لغت نامه دهخدا
زودگذر. [ گ ُ زَ ] ( نف مرکب ) زودگذرنده. آنچه که زود گذرد. آنچه که به سرعت محو شود: دنیای زودگذر. تبسم زودگذر. ( فرهنگ فارسی معین ).
زودگذر. [ گ ُ زَ ] ( نف مرکب ) زودگذرنده. آنچه که زود گذرد. آنچه که به سرعت محو شود: دنیای زودگذر. تبسم زودگذر. ( فرهنگ فارسی معین ).
(گُ ذَ ) (ص فا. ) آن چه که به سرعت محو شود.
آنچه زود می گذرد و به پایان می رسد: عمر زودگذر، زندگی زودگذر، دنیای زودگذر.
زودگذرنده، آنچه که زودبگذردوبه پایان برسد
( صفت ) آنچه که زود گذرد آنچه که بسرعت محو شود: دنیای زود گذر تبسم زود گذر.
آن چه که به سرعت محو شود.
💡 و از این رو به دنیائی زودگذر تکیه داشتند که زود بدیگران انتقال یابد. چرا که از دنیای شما در مقام قیاس با آنچه گذشته، اندک زمانی بیش باقی نمانده است که برای خواباندن چهارپائی کافی است یا بربستن پستان چهارپای شیردهی. پس بکدامین سو مایل میگردید و انتظار چه چیز را می کشید؟
💡 پس از بازسازی در زمان ادواردشاه، در سال ۱۰۰۹ میلادی در برابر حملات دانمارکیها سقوط کرد. در ۱۱۲۶ حصار شهر بازسازی شد. هر چند شکوفایی بازرگانی شهر در قرن دوازدهم زودگذر بود اما رشد دانشگاه آن رکود فعالیت بازرگانی را جبران کرد.
💡 اعتبار آزمون شخصیتشناسی مایرز-بریگز (اعتبار آماری و عملی) موضوع بحث بسیاری از انتقادات بودهاست. مطابق گزارشهای ارایه شده توسط رسانهها، این آزمون «بسیار بیمعنی»، «یکی از بدترین آزمونهای تست شخصیت موجود»، و «مد زودگذری که فعلاً قصد مردن ندارد» توصیف شدهاست.
💡 و زمانی که دیگران به نعمتهای زودگذرش همت کنند، به آنچه بعدها حاصل شود همت کنند. چیزی که ترسند ایشان را به دنیا به هلاک افکند، خود بکشند، و آنچه دانند به دنیا ایشان را ترک گوید، ترک گویند.
💡 آدام گرانت یکی از مخالفان شناخته شده این آزمون است. او در مقالهای در مجله روانشناسی امروز این آزمون را مد زودگذری نامیدهاست که نمیمیرد. با اینحال، به صورت مشخصی اعلام نکردهاست که توابع شناختی مربوط به خطاهای این آزمون چیست.