لغت نامه دهخدا
زراعت کردن. [ زِ / زِ ع َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کاشتن و کشت کردن. ( ناظم الاطباء ):
از قنات جامه آب معنی تر بسته شد
سرزمین شعر راتا ما زراعت کرده ایم.محسن تأثیر ( از آنندراج ).گر خدا را از برای رزق طاعت می کنی
خانه می سازی و بر بامش زراعت می کنی.ناظم هروی ( ایضاً ).رجوع به زراعت و زراعة شود.