زبانک

زبانک

فرهنگ عمید

۱. زبان کوچک.
۲. (زیست شناسی ) برگه یا پولکی که در قاعدۀ برگ یا دم گل برخی از گیا هان وجود دارد.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - زبان کوچک. ۲ - برگه کوچک و برجسته ای که در محل التصاق برگ غلات در سطح فوقانی پهنک در انتهای فوقانی شکاف غلات مشاهده میشود. ۳ - ( اسم ) هر یک از فلسهای کوچکی که در پای دم گل گیاهان تیره غلات وجود دارد.

فرهنگستان زبان و ادب

{ligule} [زیست شناسی- علوم گیاهی] زایده ای کوچک در سطح فوقانی و نزدیک به قاعدۀ برگ در برخی از گیاهان

دانشنامه عمومی

زبانک یا تسمک ( به انگلیسی: Ligule ) زائده کوچکی در محل اتصال برگ و برگچه بسیاری از گندمیان و جگنیان است. زبانک همچنین گسترش تسمه - شکل جام گل در گیاهانی همانند گل مروارید از تیره کاسنیان است.

جمله سازی با زبانک

💡 سحر بگوش صبوحی کشان باده پرست خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل هست

💡 نفع نتواند ز شرب این سنا و این فلوس کور از حسن بدیع و کر زبانک کرنا

💡 سرگرانک هم‌زبانک خوش‌بیانک ماهرک شعرفهمک شعردانک شعرخوانک شاعرک

💡 گر زبانکار د چو نمیزان دوسرکردش رواست کاسمانش زان کمر ماننده جوزادهد

💡 آکنده‌ایم گوش زبانک رحیل و خوش افکنده‌ایم رخت اقامت در این رباط

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز