رقیقه

کلمه رقیقه به عنوان صفت معانی متنوعی دارد و در زبان فارسی به توصیف ویژگی‌های مختلف اشیاء و مواد می‌پردازد.

معانی به عنوان صفت:

نرم و ملایم: رقیقه به اشیاء یا مواد نرم و لطیف اطلاق می‌شود. این ویژگی به موادی اشاره دارد که دارای بافتی لطیف و انعطاف‌پذیر هستند. به عنوان مثال، می‌توان به پارچه‌های نرم یا مواد غذایی لطیف مانند خامه اشاره کرد. در این زمینه، رقیقه به حس راحتی و لطافت مرتبط است و می‌تواند به توصیف ویژگی‌های یک شیء کمک کند.

تنکی و نازکی: هر چیزی که دارای نازکی و رقت باشد، مانند مایعات یا آشامیدنی‌های آبکی، نیز به عنوان رقیقه توصیف می‌شود. این ویژگی به مایعاتی اشاره دارد که غلظت کمی دارند و به راحتی جریان می‌یابند. همچنین، در مورد مایعاتی که به دلیل رقت، طعم یا خاصیت کمتری دارند، می‌توان از این واژه استفاده کرد. این کاربرد به ما کمک می‌کند تا ویژگی‌های فیزیکی و بافتی مایعات و مواد را به وضوح بیان کنیم.

لغت نامه دهخدا

( رقیقة ) رقیقة. [رَ قی ق َ ] ( ع ص ) رقیقه. تأنیث رقیق. زن مملوک. ( ناظم الاطباء ). || نرم و ملایم: نار رقیقة؛ نار لینة. آتش نرم. آتش ملایم. ( یادداشت مؤلف ). || مؤنث رقیق. ج، رِقاق. ( از اقرب الموارد ).
رقیقه. [ رَ قی ق َ / ق ِ ] ( ع ص، اِ ) هر چیزی که تنکی و نازکی و رقت داشته باشد. ضد غلیظه. ( ناظم الاطباء ): مایعات رقیقه؛ آشامیدنیهای آبکی. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح عرفانی ) واسطه ٔلطیفه روحانی که امداد و فیوضات واصل از حق به خلق است که آن را رقیقه نزول نامند. ( فرهنگ فارسی معین ). لطیفه ای است روحانی. ( از کشاف اصطلاحات الفنون ).

فرهنگ عمید

۱. = رقیق
۲. [قدیمی] کنیز، کنیز زرخرید.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) مونث رقیق: مایعات رقیقه. ۲ - ( اسم ) ( تصوف ) لطیفهایست روحانی. ۳ - ( تصوف ) واسطه لطیفه روحانی که امداد و فیوضات و اصل از حق بخلق است که آنرا [[ رقیقه نزول ]] نامند.

جملاتی از کلمه رقیقه

یکی گر مرد راهی فی‌الحقیقه تو را اندر نزول است این رقیقه
خود آنرا عارف از حین خروجش رقیقه ارتقا خواند و عروجش