فرهنگ معین
(رَ دَ ) [ ع. ] (اِمص. ) ۱ - فراوانی.۲ - خوشی و آسایش.
(رَ دَ ) [ ع. ] (اِمص. ) ۱ - فراوانی.۲ - خوشی و آسایش.
فراخی و خوشی زندگی، فراوانی نعمت.
فراوانی.
خوشی و آسایش.
💡 زاغ بچّه گفت: ای مادر، نیکو گفتی و درین سخن آسودگی و فراغِ خاطر من میطلبی، لیکن شوهری که من او را زدن و راندن توانم، در میانِ مرغان چه مقدار دارد و چون شوهر چنین باشد، مرا در میانِ طوایفِ مردمان و اقران چه سربلندی باشد؟ من از بهر رغادتِ عیشِ خویش وغادتِ شوهر چگونه روا دارم که خود در حکمِ او باشم ؟