رخاوت

لغت نامه دهخدا

رخاوت. [ رَ وَ ] ( ع اِمص ) نرمی و سستی. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). سستی. ( غیاث اللغات ) ( از صراح اللغة ). || فراخی زیست. ( منتهی الارب ). رجوع به رخاوة شود.
رخاوة. [ رَ وَ ] ( ع مص ) سست و نرم گردیدن. ( ناظم الاطباء )( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). سستی و نرمی.
- حروف رخاوه؛ سیزده است: ث ح خ ذ ز س ش ص ض ظ غ ف ه.
|| فراخ عیش گردیدن و به این معنی اخیر از کرم و نصر و فتح و سمع آید. ( ناظم الاطباء ). فراخ زیست شدن. ( منتهی الارب ).
رخاوة. [ رُ وَ ] ( ع اِ ) رُخاء. باد نرم. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(رَ وَ ) [ ع. رخاوة ] (اِمص. ) سستی، نرمی.

فرهنگ عمید

نرمی، سستی.

فرهنگ فارسی

نرم و آسان شدن، سست شدن، نرمی، سستی، آسانی
۱ - ( مصدر ) سست شدن. ۲ - ( اسم ) سستی نرمی آسانی.

ویکی واژه

سستی، نرمی.

جمله سازی با رخاوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درهم شکست، غنچه نو عهد مهد ناز چون در چمن رخاوت باد صبا نماند

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز