دادگاه صحرایی

مترادف‌ها

دادگاه میدانی

فرهنگ معین

(هِ صَ ) (اِمر. ) دادگاهی که به محض دستگیری متهم و بدون گذراندن مرحله های بازجویی و بازپرسی تشکیل و حکم دادگاه در همان جلسه صادر و بی درنگ اجرا می شود.

ویکی واژه

دادگاهی که به محض دستگیری متهم و بدون گذراندن مرحله‌های بازجویی و بازپرسی تشکیل و حکم دادگاه در همان جلسه صادر و بی درنگ اجرا می‌شود.

جمله سازی با دادگاه صحرایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 احمد زنگنه در زمان تشکیل حکومت فرقه دموکرات آذربایجان فرماندهی تیپ رضائیه را به عهده داشت. او پس از حمله همزمان اعضای فرقه دموکرات، مهاجرین قفقازی، اعضای کومله و ارتش شوروی به رضائیه شکست خورده و دستگیر، سپس در دادگاه صحرایی محاکمه و به اعدام محکوم شد.

💡 در زمان جنگ‌های باستانی، فرماندهان برای تصمیم‌گیری سریع در مورد مجازات سربازان خاطی، از دادگاه صحرایی استفاده می‌کردند تا نظم و انضباط ارتش به سرعت برقرار شود.

💡 تاریخ نشان می‌دهد که بسیاری از احکام سنگین و بدون بازجویی دقیق، در قالب یک دادگاه صحرایی و در میان میدان‌های نبرد صادر شده بودند که عدالت را زیر سوال می‌برد.

💡 بسیاری از مورخان معتقدند که تشکیل دادگاه صحرایی در شرایط اضطراری نظامی، تنها راه برای حفظ بقای نیروها در برابر دشمنان قدرتمند و مهاجمان بی‌رحم بوده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران