خیاطه
مترادفها
خیاط
لغت نامه دهخدا
خیاطه. [ خ َی ْ یا طِ ] ( اِ ) نخی که بدان جامه دوزند و خیاطی کنند. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نخی که بدان جامه دوزند و خیاطی کنند
دانشنامه عمومی
خیاطه ( نام علمی: Alburnoides eichwaldii ) نام یک گونه از تیره کپورماهیان است.
جمله سازی با خیاطه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صوفئی گشته به پیش این لئام الخیاطه و اللواطه والسلام
💡 صوفیی گشته به پیش این لئام الخیاطه واللواطه والسلام
💡 آسیس به انتهای قدامی ستیغ تهیگاهی استخوان لگن اشاره دارد. یک نقطه عطف کلیدی است و به راحتی لمس میشود. این اتصال برای رباط کشالهای، ماهیچه خیاطه و ماهیچه کشنده نیام پهن فراهم میکند.