خوش خوراک
واژه «خوشخوراک» در زبان فارسی به معنای غذایی است که طعم مطلوب، دلپذیر و مورد پسند ذائقه انسان داشته باشد و هنگام خوردن احساس رضایت و لذت ایجاد کند. این واژه معمولاً برای توصیف خوراکیهایی به کار میرود که از نظر مزه، بو و کیفیت پخت در سطحی قرار دارند که برای بیشتر افراد جذاب و قابل قبول هستند. خوشخوراک بودن یک غذا میتواند به ترکیب مواد اولیه، روش پخت، میزان ادویه و حتی تازگی مواد غذایی بستگی داشته باشد. در فرهنگ غذایی، این واژه نشاندهنده تعادل مناسب بین طعمها و ایجاد حس خوشایند در هنگام صرف غذا است. همچنین غذاهای خوشخوراک معمولاً اشتها را افزایش میدهند و فرد را به خوردن تشویق میکنند. در برخی موارد، این واژه به غذاهایی اطلاق میشود که هضم آسانتری دارند و برای بدن سنگین یا آزاردهنده نیستند. مفهوم خوشخوراک بودن یک مفهوم نسبی است، زیرا ممکن است غذایی برای یک فرد بسیار لذیذ باشد اما برای فرد دیگر چنین نباشد. با این حال، در کاربرد عمومی، این واژه به غذاهایی اشاره دارد که در نگاه اکثر افراد خوشطعم و مطلوب محسوب میشوند. خوشخوراک بودن علاوه بر طعم، میتواند شامل ظاهر زیبا و نحوه سرو غذا نیز باشد که در افزایش جذابیت آن نقش دارد. بنابراین، این اصطلاح به غذایی گفته میشود که از نظر طعم، کیفیت و پذیرش عمومی در سطح مطلوب و دلپذیر قرار داشته باشد.
مترادفها
لذیذ، گوارا، خوشطعم
متضادها
بد مزه، ناخوشایند
لغت نامه دهخدا
خوش خوراک. [ خوَش ْ / خُش ْ خوَ / خ ُ ] ( ص مرکب ) لذیذ. بامزه. خوشمزه. خوش طعم. خوشخور. || آنکه غذاهای نکو خورد. آنکه غذاهای لذیذ خورد. ( از ناظم الاطباء ): خِرخِر؛ مرد خوش خوراک خوش پوشاک. ( از منتهی الارب ). || کنایه از مردم خوشگذران راحت طلب. ( از ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
( ~. خُ ) (ص مر. ) کسی که خوب غذا بخورد، خوشخوار.
فرهنگ عمید
۱. ویژگی کسی که خوب غذا می خورد یا غذاهای خوب می خورد.
۲. ویژگی خوراک لذیذ و خوش مزه.
فرهنگ فارسی
عمل خوشخوراک بامزگی
( صفت ) ۱ - کسی که خوب و بمقدار زیاد غذا خورد. ۲ - غذایی که مطبوع باشد لذیذ خوشمزه.
ویکی واژه
buongustaio
کسی که خوب غذا بخورد، خوشخوار.
جمله سازی با خوش خوراک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلی کیرست و چیز خوش خوراکست زعشقِ اوست کاین کُس سینه چاکست