خشکسار

خشکسار

واژه‌ی «خشکسار» به سرزمینی اطلاق می‌شود که از آب بی‌بهره باشد و زمین آن خشک و بدون گیاه باشد، به عبارتی زمین بی‌آب و خشک‌زار است. این اصطلاح در ادبیات کهن برای اشاره به مناطقی به کار رفته که باران بر آن نباریده و حاصل‌خیز نیستند و نمادی از محیطی سخت و خشک به شمار می‌روند. در معنای اخلاقی و استعاری نیز، خشکسار گاهی به حالتی اشاره دارد که بدبخت، پژمرده یا بی‌حاصل باشد و زندگی در آن دشواری‌ها و کمبودها دارد. در ادبیات فارسی، نویسندگان و شاعران از این واژه برای توصیف زمین‌های بی‌آب و خشک، شرایط سخت و محیط‌های بی‌حاصل استفاده کرده‌اند و آن را با حالت‌های پژمردگی و سختی زندگی مرتبط دانسته‌اند.

از نظر زمین‌شناسی و جغرافیا، این واژه یعنی یک تکه بزرگ زمین که آب زیادی روی آن نیست و از دیگر خشکی‌ها با دریا یا اقیانوس جدا شده است، مثل یک قاره یا جزیره بزرگ. این تکه‌های خشکی بخشی از پوسته زمین هستند که بالای سطح دریا قرار دارند و ممکن است شامل جزایری شوند که به فلات قاره وصل هستند. بزرگ‌ترین خشکسارهای جهان عبارت‌اند از: آفرو-اوراسیا (اروپا، آسیا و آفریقا)، قاره آمریکا (شمالی و جنوبی)، جنوبگان و استرالیا. به عبارت دیگر، خشکسار یعنی یک زمین بزرگ و پیوسته که می‌توان آن را به راحتی روی نقشه پیدا کرد.

لغت نامه دهخدا

خشکسار. [ خ ُ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) زمینی را گویند که از آب دور باشد. ( برهان قاطع )( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). خشک زار:
گرمسیری ز خشکساری بوم
کرده باد شمال را بسموم.نظامی. || زمینی که باران بر آن نباریده باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ). خشک زار:
به هر خشکساری که خسرو رسید
ببارید باران گیابردمید.نظامی. || بدبخت. پژمرده. بی حاصل. ( یادداشت بخط مؤلف ):
چون سیرت چرخ را بدیدم
کو کرد نژند و خشکسارم.ناصرخسرو.

فرهنگ معین

(خُ ) (اِمر. ) سرزمینی که از آب بی بهره است، زمین بی آب و گیاه، خشک - زار، خشک سر.

فرهنگ عمید

مبهوت، بهت زده، سرگردان: چون سیرت چرخ را بدیدم / کاو کرد نژند و خشکسارم (ناصرخسرو۱: ۳۴۴ ).
زمین خشک و بی آب وعلف: به هر خشکساری که خسرو رسید / ببارید باران، گیا بردمید (نظامی۵: ۱۰۰۲ ).

دانشنامه عمومی

خشکسار یا کُشخَر ( به انگلیسی: Landmass )، به منطقه یا ناحیه ای وسیع از خشکی گفته می شود که یک تکه بوده و توسط اقیانوس ها گسیخته نشده باشد. این اصطلاح اغلب برای اشاره به خشکی های احاطه شده توسط اقیانوس یا دریا مانند قاره ها یا جزیره های بزرگ استفاده می شود. در حوزه زمین شناسی، خشکسار بخشی مشخص از پوسته قاره ای است که بالای سطح دریا گسترده شده باشد.
قاره ها را معمولاً خشکسارهای مجزا می پندارند و ممکن است هر جزیره ای را که بخشی از فلات قاره وابسته است، شامل شوند. هنگامی که چند قاره یک خشکی متصل را در کنار یکدیگر تشکیل دهند، قاره های متصل را می توان خشکساری واحد در نظر گرفت. بزرگ ترین خشکسارهای زمین به ترتیب بزرگی عبارتند از:
• آفرو - اوراسیا ( خشکسار اصلی منطقه ای ژئوشیمی به همین نام و بخش های قاره ای آن، آفریقا و اوراسیا یا همان اروپا و آسیا؛ مرکز نیم کره خشکی زمین که بیش از نیمی از خشکسار زمین را تشکیل می دهد )
• قاره آمریکا ( خشکسار اصلی منطقه ای جغرافیایی به همین نام و بخش های قاره ای آن، آمریکای شمالی و جنوبی که بیشتر خشکسار نیم کره غربی را تشکیل می دهد )
• جنوبگان ( خشکسار اصلی منطقه جغرافیایی و قاره ای به همین نام )
• سرزمین اصلی استرالیا ( خشکسار اصلی منطقه جغرافیایی اقیانوسیه، زیرناحیه آن استرالزی، قاره استرالیا و کشور استرالیا )

ویکی واژه

سرزمینی که از آب بی بهره‌است، زمین بی آب و گیاه؛ خشک - زار، خشک

جمله سازی با خشکسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آمریکای شمالی شامل بخشی از خشکسار که به‌طور کلی به آن به عنوان جهان نو، نیمکره غربی، یا آمریکا نامیده می‌شود است. نامی که کمتر برای آن به کار برده می‌شود قاره آمریکای شمالی است. تنها راه ارتباطی خشکی آمریکای شمالی و آمریکای جنوبی کشور پاناما است.

💡 مناطق مدارگانی، ۴۰ درصد از مساحت و ۳۶ درصد از خشکسار زمین را شامل می‌شوند. در سال ۲۰۱۴، این محدوده محل زندگی حدود ۴۰ درصد از جمعیت جهان بوده است و پیش‌بینی شده که این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۵۰ درصد برسد.

💡 به هر خشکساری که خسرو رسید ببارید باران‌، گیا بردمید

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
محتمل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز