خروهه

لغت نامه دهخدا

خروهه. [ خ ُ هََ / هَِ ] ( اِ ) گوشت پاره میان فرج زنان. ( ازبرهان قاطع ) ( از آنندراج ). تلاق. بظر. ( از ناظم الاطباء ). چوچوله. ( یادداشت بخط مؤلف ). خروسه. خروسک. || جانوری را گویند که صیادان بر کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند و بعربی آنرا مِلْواح خوانند. ( برهان قاطع ). پایدام. ( شرفنامه منیری ). خورد دام. خوردنی در دام. ( زمخشری ).

فرهنگ معین

(خُ هَ یا هِ ) (اِ. ) = خروسه. خروسک: جانوری است که صیادان کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند، پایدام، ملواح.

فرهنگ عمید

پرنده ای که در کنار دام می بستند تا پرندگان دیگر به هوای او بر روی دام بنشینند و به دام بیفتند.

ویکی واژه

خروسه. خروسک: جانوری است که صیادان کنار دام بندند تا جانوران دیگر فریب خورده در دام افتند؛ پایدام، ملواح.

جمله سازی با خروهه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در شکارش سپهر بند سپهر دام هر دام را خروهه بود

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز