حکومت‌داری

مترادف‌ها

حکمرانی، اداره، مدیریت، حاکمیت

متضادها

بی‌قانونی، هرج و مرج، آنارشی

فرهنگستان زبان و ادب

{governance} [باستان شناسی، علوم سیاسی و روابط بین الملل] اعمال حاکمیت و نحوۀ اعمال آن

ویکی واژه

اعمال حاکمیت و نحوۀ اعمال آن.

جمله سازی با حکومت‌داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حد نصاب یا آستانهٔ انتخاباتی کمترین میزان رأیی است که یک حزب یا شخص برای ورود به پارلمان باید کسب کند. دلیل وضع حد نصاب جلوگیری از ورود احزاب کوچک یا افراطی به پارلمان یا مجبور کردن آن‌ها به ائتلاف با حزبی دیگر است. تعدد احزاب کوچک در پارلمان را از دلایل بی‌ثباتی در حکومت‌داری می‌دانند.

💡 سیوطی او را وصف کرده و می‌گوید: «از نظر چهره او یکی از زیباترین جوانان به ‌شمار می‌رفت. او سفیدچهره و قدبلند و دارای قدرت و شجاعت بود، و گفته شده یکبار با دست خویش شیری را کشته‌است. وی فردی فصیح و بلیغ و ادیب بود[نیازمند منبع] ولی با وجود این اوصاف، فردی اسراف‌کار، سست‌رأی و بداندیشه بود و شایسته امارت و حکومت‌داری نبودی.»

💡 بر پایه گزارش رسانه‌های داخلی ایران، نفوذ اجتماعی روحانیون در ایران، نسبت به جامعه‌های دیگر بسیار بیشتر است. این گزارش‌های داخلی، به این دیدگاه که روحانیت ایران حکومت‌داری کرده است نیز اشاره داشته‌اند و آن را رد کرده‌اند.

💡 اهمیت و شهرت بایسنقر میرزا پیش از حکومت‌داری و سیاست‌مداری به دلیل عشق سرشار و علاقه بسیار وی به علم و ادب و کلیه فنون و هنرهای زیبا اعم از شعر، موسیقی، نقاشی و معماری بود. بایسنقر میرزا هنرمندی تمام عیار بود و افزون بر حمایت بی‌شائبه از هنرمندان خود نیز در انواع هنرهای روزگار چون خوشنویسی، نقاشی و موسیقی سررشته داشت.

💡 اصول حکومت‌داری صحیح مستلزم رعایت عدالت، شفافیت و پاسخگویی مسئولان در برابر مردم است تا بتوان اعتماد عمومی را در جامعه بازسازی و حفظ کرد.

💡 در دوران باستان، هنر حکومت‌داری تنها با قدرت نظامی معنا می‌یافت، اما امروزه مدیریت هوشمندانه و توجه به حقوق شهروندان اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است.

💡 مطالعه تاریخ ادیان و تمدن‌ها به ما کمک می‌کند تا الگوهای مختلف حکومت‌داری را بشناسیم و از اشتباهات بزرگ پیشینیان در اداره امور کشور جلوگیری کنیم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران