حناط. [ ح ِ ] ( ع اِ ) بوی خوش برای مردگان. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). هر بوی خوش که به کفن و جسد مردگان زنند. ( اقرب الموارد ).
حناط. [ ح َن ْ نا ] ( ع ص ) گندم فروش. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ) ( ناظم الاطباء ) ( دهار ). ج، حناطون. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( آنندراج ). || حنوطفروش. ( منتهی الارب ). خوشبوفروش. ( غیاث ). خوشبوی فروش برای مردگان. ج،حناطون. ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). || آنکه جسد مرده را حنوط کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
(حَ نّ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - آن که جسد مرده را حنوط کند. ۲ - گندم فروش.
آن که جسد مرده را حنوط کند.
گندم فروش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در میان کسانی که از ابوبصیر حدیث آموختند، نام اشخاصی چون اابان بن عثمان احمر، عاصم بن حمید حناط، حسین بن ابیالعلاء و عبدالله بن حماد انصاری ذکر شدهاست. او شاگردان بسیار نزدیکی نیز داشت، مانند علی بن ابی حمزهٔ بطائدی، عبدالله بن وضاح و شعیب عقرقوفی، خواهرزادهٔ ابوبصیر اسدی.
💡 و ابوعبداللّه حناطی که امام طبرستان بود، گوید که: «از افضال خدای عزّ وجل یکی آن است که کسی را بی تعلم چنان گرداند که چون ما را در علوم دین و اصول آن و دقایق توحید، چیزی مشکل شود از وی پرسیم و آن ابوالعباس قصاب است، رضی اللّه عنه.»