حسابگاه

لغت نامه دهخدا

حساب گاه. [ ح ِ ] ( اِ مرکب ) دیوان که در هندوستان آنرا کچهری گویند. ( آنندراج ). جای حساب کشیدن. || کنایه از روز قیامت و صحرای محشر:
اهل فریقین در تو خیره بمانند
گر بروی در حسابگاه قیامت.سعدی.ز شرم کثرت عصیان من به رعشه فتد
حسابگاه قیامت چو ارض نیشابور.عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دیوان که در هندوستان آنرا کچهری گویند کنایه از روز قیامت و صحرای محشر

فرهنگستان زبان و ادب

{control account, cost account, CA} [مدیریت-مدیریت پروژه] سطح واپایش مدیریتی برای ارزیابی عملکرد پروژه که در آن گسترۀ کار، بودجه، هزینۀ واقعی و برنامۀ زمان بندی در مقایسه با ارزش عملکردی به صورت یکپارچه بررسی می شود

ویکی واژه

سطح واپایش مدیریتی برای ارزیابی عملکرد پروژه که در آن گسترۀ کار، بودجه، هزینۀ واقعی و برنامۀ زمان‌بندی در مقایسه با ارزش عملکردی به‌صورت یکپارچه بررسی می‌شود.

جمله سازی با حسابگاه

💡 قیامت از چه ترا گفته اند در قد و قامت که نیست فتنه همی در حسابگاه قیامت

💡 ز شرم کثرت عصیان من برعشه فتد حسابگاه قیامت چو ارض نیشابور

💡 عجب نباشد اگر در حسابگاه نشور حساب خلق سپارد به کلک او یزدان

💡 بود برات عطایت بدست هر فردی چو نامه های عمل در حسابگاه قیام

💡 از این خرابه به آن خانه نیست جز قدمی توقف ار نکنی در حسابگاهی چند

💡 ندانم از چه زبان می دهد جواب خدا را چو حاضرش کند اندر حسابگاه قیامت

روژینا یعنی چه؟
روژینا یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز