جراثیم

مترادف‌ها

میکروب‌ها، باکتری‌ها

لغت نامه دهخدا

جراثیم. [ ج َ ] ( ع اِ ) جرثومة به معنی اصل و بن هرچیز. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). رجوع به جرثومه شود.

فرهنگ معین

(جَ ) [ ع. ] جِ جرثومه.

فرهنگ عمید

= جرثومه

ویکی واژه

جِ جرثومه.

جمله سازی با جراثیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو آن جراثیم اندر طویله برخیزند شوند گرد بنیش و پرفراش و ذباب

💡 رعایت بهداشت فردی و شستن مداوم دست‌ها با صابون می‌تواند از انتقال سریع جراثیم و بیماری‌های ویروسی در محیط‌های شلوغ و عمومی جلوگیری نماید.

💡 پزشکان توصیه می‌کنند که در زمان شیوع بیماری‌های تنفسی، برای جلوگیری از انتشار جراثیم، حتماً از ماسک‌های استاندارد در مکان‌های عمومی استفاده کنید.

💡 کثیفی سطوح در بیمارستان‌ها می‌تواند منجر به تجمع جراثیم خطرناک شود که مستقیماً سلامت بیماران بستری را در خطر جدی و بسیار حیاتی قرار می‌دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران