لغت نامه دهخدا
جدران. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جدر به معنی دیوار. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( غیاث اللغات ). رجوع به جدر شود. ج ِ جدار. ( ترجمان عادل ).
جدران. [ ج ُ ] ( ع اِ ) ج ِ جدر به معنی دیوار. ( منتهی الارب ) ( قطر المحیط ) ( غیاث اللغات ). رجوع به جدر شود. ج ِ جدار. ( ترجمان عادل ).
(جُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ جَدر، دیوارها.
= جدار
دیوارها، جمع جدر
( اسم ) ۱- جمع جدار دیوارها. ۲- جمع جدر دیوارها.
جِ جَدر؛ دیوارها.
💡 أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْکُمْ مِنَ الْغائِطِ غائط گو است در زمین، و اینجا کنایت از قضاء حاجت آدمی. و این نام غائط از آن افتاد که عرب را کنف نبود در جدران، در زمان اوّل بصحرا میشدند، و گوها میجستند نشست را.
💡 همتش گشت چون آنجا معمار سقفها نوشد و جدران تازه