تورفتگی
مترادفها
گود، فرورفتگی، حفره
متضادها
برجستگی
فرهنگ عمید
۱. فرورفتگی.
۲. گودی موجود در جسمی، که بر اثر ضربه یا فشار پیدا شود.
فرهنگستان زبان و ادب
{denting} [خوردگی] تغییرات فیزیکی یک فلز یا آلیاژ در نتیجۀ تماس با محصولات خوردگی یا براثر فشار یا تنش حاصل از آنها
{depression} [مهندسی بسپار- تایر] نقطه ای بسیار مقاوم در تایر که در هنگام باد کردن تایر، به اندازۀ نقاط دیگر بالا نمی آید و تو می ماند
جمله سازی با تورفتگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عمق تورفتگی برای نمونههای نازک به دلیل اثرات زیر لایه میتواند مسئله ساز باشد. بهطور معمول ضخامت نمونه باید بیشتر از ۲٫۵ برابر قطر تورفتگی باشد. عمق تورفتگی،
💡 کلیسا با زیربنای چهارضلعی و گنبددار دپروانک از بناهای معماری قدیمی کشف شده مربوط به قرن هفتم منطقه گیومری است که دارای یک محراب اصلی نعلی شکل و دو اتاق مستطیلی در طرفین بوده، نمای بیرونی دیوار شمالی دارای تورفتگیهای مخصوص معماری ارمنی بوده و تنها درب ورودی آن از جنوب است. دراطراف کلیسا مقر قدیمی کومایری بوده، با یک شبکه نامنظم از خیابانها، و خانههای نیمه زیرزمینی و یک طبقه.
💡 ناهید (زهره) در سنجش با بیشتر سیارهها در منظومهٔ شمسی از جمله زمین، کرویتر است و به علت چرخش بسیار آهسته دور محوری آن، پدیدهٔ تورفتگی یا مسطح شدن قطبها و برآمدگی یا تورم نواحی استوایی در آن، کمتر از دیگر سیارهها رخ میدهد. طول یک شبانهروز در سیارهٔ زهره از یک سال این سیاره کمی بلندتر است.
💡 زن باید بعد از آن با کف انگشتان دست پستان را لمس کرده تا هر نوع برآمدگی (چه ظاهری و چه تورفتگیها در بافت) یا سختی را پیدا کند. چندین گام متفاوت وجود دارند که باید از اینکه هر مرحله به درستی انجام میپذیرد مطمئن ساخته شود.