تهیج

لغت نامه دهخدا

تهیج. [ ت َ هََ ی ْ ی ُ ] ( ع مص ) برخاستن باد و گرد و آنچه بدان ماند. ( تاج المصادر بیهقی ). گرد برخاستن. ( زوزنی ). برخاستن باد و غبار و غیره. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || برانگیخته گردیدن و جنبیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): تا اوباش و غوغا را از تهیج حرب و فتنه باز دارند. ( سندبادنامه ص 202 ). رجوع به تهییج شود.

فرهنگ معین

(تَ هَ یُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) برانگیخته شدن، به هیجان آمدن. ۲ - (اِمص. ) برانگیختگی، هیجان، ج. تهیجات.

فرهنگ عمید

۱. به هیجان آمدن، برانگیخته شدن.
۲. جنبیدن.

فرهنگ فارسی

به هیجان آمدن، برانگیخته شدن
۱-( مصدر ) برانگیخته شدن بهیجان آمدن. ۲ - ( اسم ) برانگیختگی هیجان. جمع: تهیجات.
برخاستن باد و گرد و آنچه بدان مانند گرد برخاستن

ویکی واژه

برانگیخته شدن، به هیجان آمدن.
برانگیختگی، هیجان؛
تهیجات.

جمله سازی با تهیج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از دیدگاه پدیدارشناختی اثر کرکندال نوعی خزش تحت تنش مؤثر ناشی از فوق‌اشباع شدن تهیجایی‌ها در ناحیهٔ نفوذ است. این پدیده اولین بار در سال ۱۹۴۷ توسط ارنست کرکندال در نمونه‌های مس-برنج کشف شد.

💡 شود بدیل می ناب در تفرج طبع بود به جای سقنفور در تهیج باه

💡 تهیج و تموج این بحر زاخر در اواخر جمادی آخر بود بوقتی که جرم آفتاب روز افزون از چرم بزغاله گردون می تافت و صورت ماه تابان بر چرخ گردان از گوشه قبضه کمال نظاره می کرد و سحاب سنجاب گون عقد مروارید بر بساط زمین میبارید و گام چمن در عشق وصال سمن میخارید.

💡 قال رسول اللَّه (ص): «انّ السّاعة تهیج بالنّاس، و الرّجل یصلح حوضه، و الرّجل یسقی ماشیته، و الرّجل یقیم سلعته فی سوقه، و الرّجل یخفض میزانه و یرفعه».