تلبث

لغت نامه دهخدا

تلبث. [ ت َ ل َب ْ ب ُ ] ( ع مص ) درنگ کردن. ( ترجمان جرجانی ترتیب علی بن علی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). توقف. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) درنگی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ لَ بُّ ) [ ع. ] (مص ل. ) درنگ کردن.

فرهنگ عمید

۱. درنگ کردن.
۲. توقف کردن در جایی.

ویکی واژه

درنگ کردن.

جمله سازی با تلبث

💡 اذا کنت قوت النفس ثم هجرتها فلم تلبث النفس التی انت قوتها

💡 اذا کنت قوت النّفس ثمّ هجرتها فکم تلبث النّفس الّتی انت قوتها

💡 به سوی عشق ندای رحیل بانگ نی است لقداتاک نداء الرحیل کم تلبث

رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز