تقدیسی

لغت نامه دهخدا

تقدیسی. [ ت َ ] ( ص نسبی ) منسوب به تقدیس. پاک و منزه. پاکیزه و مطهر:
جبرئیل آمد روح همه تقدیسی
کردم آبستن چون مریم بر عیسی.منوچهری.رجوع به تقدیس شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به تقدیس پاک و منزه

جمله سازی با تقدیسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نشده همدم عیسائی و ادریسی که بیاموزد درسم و ره تقدیسی

💡 می بده که گلشن یافت مرغکان تقدیسی سرو بن چو آصف زد زعلم ادریسی

💡 جبرئیل آمد روح همه تقدیسی کردم آبستن، چون مریم بر عیسی

💡 دوستانت همگی تقدیسی گرد هم پارسی و پاریسی

سود یعنی چه؟
سود یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
هوکی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز