لغت نامه دهخدا
تفریحات. [ ت َ ] ( ع اِ ) در فارسی امروزی سرگرمیها. شادمانیها.
تفریحات. [ ت َ ] ( ع اِ ) در فارسی امروزی سرگرمیها. شادمانیها.
( ~. ) [ ع. ] (مص. اِ. ) جِ تفریح.، ~سالم تفریحی که به سلامت شخص یا ارزش های اخلاقی جامعه زیان نرساند.
( مصدر اسم ) جمع تفریح
در فارسی امروزی سرگرمیها
جِ تفریح.؛ ~سالم تفریحی که به سلامت شخص یا ارزشهای اخلاقی جامعه زیان نرساند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ۴- مقبرهٔ نحوی در نوبندگان تاکنون وجود دارد. در سال ۱۳۷۰ سنگ قبر تاریخی آن توسط قاچاقچیان اشیا به سرقت رفته و بنای آرامگاه فرسوده و ریخته شده و در دهه ۸۰ کشاورزان منطقه اتاقکی ساده بر روی آن ساختهاند. چرا که تا دو نسل پیش یکی از تفریحات اهالی، زیارت و سیاحت این آرامگاه و محوطههای پیرامونی آن مثل سنگ «کوکه هوا» در جوار آن است. در ادامه دو عکس از این بنا در دهه ۴۰ ضمیمه خواهد شد.
💡 کوروساوا در هفدهسالگی خانه پدر را ترک کرد و به دنبال حرفهٔ نقاشی رفت. او در توکیو در محله تفریحات «شبانه»، با برادر بزرگترش هیگو همخانه شد. این برادر با عالم هنر محشور بود و زندگی بیقیدی داشت. در کنار او آکیرا با سینما و ادبیات و هنرهای نمایشی ژاپن آشنا شد.