تغشی

لغت نامه دهخدا

تغشی. [ ت َ غ َش ْ شی ] ( ع مص ) پوشیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || خویشتن را به جامه بپوشیدن. ( زوزنی ). خویشتن را بجامه درپوشانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( از اقرب الموارد ). || فروگرفتن کار کسی را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). || غش آوردن. ( غیاث اللغات ). || مجامعت کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی )( دهار ) ( از اقرب الموارد ). جماع کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(تَ غَ شِّ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - پوشیدن. ۲ - فرو رفتن.

فرهنگ عمید

۱. پوشیدن.
۲. مشغول کردن.

ویکی واژه

پوشیدن.
فرو رفتن.

جمله سازی با تغشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قوله: وَ جاءَتْ سَکْرَةُ الْمَوْتِ، ای غمرة الموت و شدته الی ان تغشی الانسان و تغلب علی عقله بِالْحَقِّ یعنی ببیان ما یصیر الیه الانسان بعد موته من جنة او نار و قیل بِالْحَقِّ، ای بامر اللَّه و حکمه الذی عمّ به جمیع الاحیاء و قیل بما یؤل الیه الامر من السعادة و الشقاوة.

💡 إِذْ یَغْشَی السِّدْرَةَ ما یَغْشی‌ قال ابن مسعود یغشاها فراش من ذهب و قیل جراد من ذهب و قال مقاتل تغشیها الملائکة امثال الغربان حین یقعن علی الشجر و فی الحدیث قال (ص) رایت علی کل ورقة منها ملکا قائما یسبّح اللَّه عز و جل.

💡 «تغشی طائفة» که بتا خوانی بر قراءت کسایی و حمزه فعل «امنة» راست، و که بیا خوانی بر قراءت باقی فعل «نعاس» راست. میگوید: خواب در میپیچید در گروهی از شما.

💡 تَرْهَقُها قَتَرَةٌ ای ترکبها ظلمة و تغشیها ذلّة. یقال انّ الارض اذا دکّت صارت غَبَرَةٌ سوداء فغشیت وجوه الکفّار فسوّدتها. و قیل: هی غَبَرَةٌ الفراق و ذلّ الحجاب.

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز