تخت‌نشینی

لغت نامه دهخدا

تخت نشینی. [ ت َ ن ِ ] ( حامص مرکب ) سلطنت و پادشاهی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

سلطنت و پادشاهی.

فرهنگستان زبان و ادب

{no-flare landing} [حمل ونقل هوایی] نشست هواپیماهای دارای چرخ دماغه به صورتی که هر سه ارابۀ فرود هم زمان با سطح باند تماس پیدا کنند

ویکی واژه

نشست هواپیماهای دارای چرخ دماغه به‌صورتی‌که هر سه ارابۀ فرود هم‌زمان با سطح باند تماس پیدا کنند.

جمله سازی با تخت‌نشینی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنکه ز اقبال او ز شش جهت ملک تخت شهی را نبوده تخت‌نشینی

💡 با کشته شدن موریس، امپراتور بیزانس، در سال ۶۰۲ و پیش آمدن خلأ قدرت و کودتای فوکاس برای تصاحب تاج و تخت، خسروپرویز به فکر استفاده از این وضعیت و هجوم به مرزهای بیزانس افتاد. برای این منظور، وی خونخواهی موریس را که در به تخت‌نشینی خودش نقش داشت، دستاویز قرار داد.

💡 این شاهنشاه در زمان بر تخت‌نشینی چهل و شش ساله بود.

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
نجورسن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز