بندکش

لغت نامه دهخدا

بندکش. [ ب َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کارگری که در ساختمانها درزهای آجرها و سنگهایی را که در نمای بنا بکار رود، با سیمان یا ساروج و مانند آن پر کند. ( فرهنگ فارسی معین ). آنکه بند میان آجرهای بنایی کشد از گچ و غیره. || ( اِ مرکب ) چوب یا استخوان یاعاجی باریک با سوراخی در بن که بند شلوار را بدان استوار کرده در نیفه کشند. چوبی یا استخوانی تراشیده با سوفاری که بند شلوار و متکا و غیره را در سوفار آن کرده و در نیفه دوانیدندی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ معین

(بَ. کَ یا کِ ) ( ص فا. ) کارگری که پر کردن درزهای نمای ساختمان را انجام می دهد.

فرهنگ عمید

کارگر ساختمان که کار او پر کردن درزهای آجرها و سنگ هایی است که در نمای ساختمان ها به کار رفته.

فرهنگ فارسی

( اسم ) کارگری که در ساختمانها درزهای آجرها و سنگهایی را در نمای بنا بکار رود باسیمان ساروج و مانند آن پر کند.

ویکی واژه

کارگری که پر کردن درزهای نمای ساختمان را انجام می‌دهد.

جمله سازی با بندکش

💡 اسرحدون همچنین در جنگ با کیلیکیه پادشاه آن کشور سان‌دوآری را به بندکشید.

💡 در ورودی محوطه در سمت جنوب غربی است و آرامگاه درمیان حیاط قرار دارد و شکل آن از کف حیاط به بالا مربع و قسمت بالاتر ۸ ضلعی و بقیه تا زیر گلویی گرد، گنبد آن مخروطی شکل و همه بنا از آجر است که فاصله‌های آن بندکشی شده‌است.

💡 آخرین مرمت انجام گرفته روی بنای آرامگاه مربوط به سال ۱۳۵۹ بوده‌است. در دی ۱۳۹۸ برنامهٔ مرمتی جدیدی شامل مرمت گنبد، تعویض ناودانی‌ها، مرمت بخش‌هایی از سردابهٔ داخل بنا، تعویض در ورودی بقعه و سردابه، بندکشی دیوارهای بقعه و … در دستور کار قرار گرفته‌است.

💡 سه کولی تزئینی که به کمک آجرکاری و بندکشی های نقش دار از

زخم یعنی چه؟
زخم یعنی چه؟
هواشناسی یعنی چه؟
هواشناسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز