بادخیز

لغت نامه دهخدا

بادخیز. ( نف مرکب ) که باد در آنجا بسیار وزد. بسیارباد. مهب ریاح: منجیل و نواحی آن بادخیز است.
|| ( اِ مرکب ) محل وزش باد.
- ببادخیز بودن؛ ببادی از جای رفتن:
بازار جهان اگرچه تیز است
کاسدشده ای ببادخیز است.نظامی.
بادخیز. ( اِخ ) ناحیه ای است قریب بهرات که معرب آن بادغیس است و سبب تسمیه کثرت باد است در آن ناحیه. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). ناحیه ای از اعمال هرات که اکنون معروف به بادغیس است. ( ناظم الاطباء ). این وجه اشتقاق بر اساسی نیست. رجوع به بادغیس و بادغیش شود.

فرهنگ عمید

جایی که در آن باد بسیار می وزد.

فرهنگ فارسی

بسیار باد

جمله سازی با بادخیز

💡 اقلیم آشتیان سرد و خشک است و دوره بارش در این شهر معمولاً از اوایل آبان شروع شده و تا اواسط خرداد ادامه پیدا می‌کند. میزان بارندگی آشتیان در سال زراعی به‌طور میانگین ۲۶۵ میلی‌متر است.. فصل سرما در آشتیان نسبتاً طولانی است، از اوایل آبان شروع شده و تا اواخر فروردین ادامه پیدا می‌کند. آشتیان شهری بادخیز است و دلیل آن قرارگرفتن بین کوه‌های نسبتاً مرتفع در شمال و کویر میقان در جنوب است.

💡 گفته شده که بیش از سه هزار سال است که آسیاب‌ها در ایران زمین، به ویژه در ناحیه سیستان ساخته و استفاده شده‌است. اختراع آسیاب بادی در ناحیه سیستان ایران، نوعی از انطباق با شرایط ویژه مناطقی است که منابع آب کافی نداشته‌اند ولی در عوض بادخیز بوده‌اند. در مقابل، در مناطقی که دارای آب فراوان‌اند و می‌توان در آن‌جا انرژی موجود در آب را به کار گرفت، عمدتاً از آسیاب‌های آبی، یعنی آسیاب استفاده می‌شده‌است.