ایقاد

لغت نامه دهخدا

ایقاد. ( ع مص ) ( از «وق د» ) آتش افروختن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی، ص 24 ) ( از اقرب الموارد ). || گذاشتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ): اوقد للصبی ناراً؛ وا گذار کرد آن کودک را و ترک نمود آنرا.( منتهی الارب ). واگذار کردن و ترک نمودن. ( ناظم الاطباء ). || برافروختگی آتش. ( ناظم الاطباء ).
- ایقاد نایره حرب؛ روشن کردن شعله جنگ. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

[ ع. ] (مص م. ) برافروختن، آتش افروختن.
[ ع. ] (مص م. ) فرستادن، روانه کردن.

فرهنگ عمید

آتش افروختن، روشن کردن آتش.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) بر افروختن روشن کردن آتش افروختن.

ویکی واژه

فرستادن، روانه کردن.
برافروختن، آتش افروختن.

جمله سازی با ایقاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درک چهارم سعیر است و السّعیر هی المسعورة ای الموقدة غایة الایقاد، و السّعر النّار بعینها، صابیان درین درک باشند، قال اللَّه تعالی: «فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِیرِ».

💡 و الخامسة الجحیم. و هی النّار العظیمة تقول: اجحمت النّار فجحمت. و السّادسة السّعیر و هی المسعورة ای الموقدة غایة الایقاد. و السّابعة الهاویة و هی الّتی تهوی باهلها ای تهلکهم. و هذه الدّرکات تحت الصّخرة، و الصّخرة تحت الثّری، و الثّری تحت الحوت، و الحوت تحت الثّور، و الثّور تحت الارض السّابعة. قوله: وَ ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ تعجیب و تعظیم، معناه: ما أَدْراکَ مَا الْحُطَمَةُ لو لا انّ اللَّه تعالی بیّن شأنها لک. نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ تفسیر لها، الْمُوقَدَةُ المسعّرة الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَی الْأَفْئِدَةِ ای تحرق الجلود و الاجسام حتّی تصل الی القلوب ثمّ یعاد ما احرق منها جدیدا، و قیل: هی الّتی یبلغ المها الی القلب الالم اذا وصل الی القلب مات صاحبه. فهم فی حال من یموت و لا یموتون. کقوله: «لا یَمُوتُ فِیها وَ لا یَحْیی‌».

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز