لغت نامه دهخدا
انگشت نگاری. [ اَ گ ُ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عملی است که از روی اثر انگشتها می توان اشخاص مختلف را شناخت، زیرا که خطهای مختلف سر انگشتان هرکس با دیگری اختلاف دارد. ( از واژه های فرهنگستان ).
انگشت نگاری. [ اَ گ ُ ن ِ ] ( حامص مرکب ) عملی است که از روی اثر انگشتها می توان اشخاص مختلف را شناخت، زیرا که خطهای مختلف سر انگشتان هرکس با دیگری اختلاف دارد. ( از واژه های فرهنگستان ).
( ~. نِ )(اِمص. ) ضبط کردن آثار خط های سر انگشتان.
ضبط اثر خط های سر انگشتان به ویژه انگشت اشاره برای شناسایی یا امضا.
ضبط آثار خطوط سر انگشتان اشخاص وسیل. شناختن کسان از روی خطوط سر انگشت
عملی است که از روی اثر انگشت ها می توان اشخاص مختلف را شناخت ٠ زیرا که خط های مختلف سر انگشتان هر کس با دیگری اختلاف دارد ٠
ضبط کردن آثار خطهای سر انگشتان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غنچه بیهوده سرانگشت نگارین کرده است ناخن آن کس که زند بر دل ناسور یکی است
💡 برای تحقق اهداف مورد نظر، در یک الگوریتم انگشت نگاری احتمال برخورد (دو فایل متفاوت، اثر انگشت مشابه داشته باشند) باید ناچیز باشد. مثلاً: حدود 20−10 یا کمتر.
💡 گونه درویش را از خون دل باید نگار نیست درویشی سرانگشت نگاری داشتن
💡 توابع هشی که در رمزنگاری به کار میروند میتوانند به عنوان تابع انگشت نگاری با کیفیت بالا مورد استفاده قرار گیرد، زیرا برای سختتر کردن رمزگشایی مورد استفاده قرار میگیرند و باور بر این است که در مقابل حملات مخرب، ایمن هستند.
💡 توابع انگشت نگاری شاید مانند توابع هش کردن با عملکرد بالا، برای مشخص کردن تودهٔ قابل توجهی از دادهها به صورت منحصر به فرد، در حالی که توابع هش رمزنگاری مورد نیاز نیستند به نظر برسند.