انگاشتنی

مترادف‌ها

قابل تصور، فرض‌کردنی

لغت نامه دهخدا

انگاشتنی. [ اَ / اِ ت َ ] ( ص لیاقت ) قابل انگاشتن. || محسوب. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - قابل انگاشتن ۲ - محسوب.

جمله سازی با انگاشتنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هستی‌ام نیستی انگاشتنی می‌خواهد ورنه آن رنگ ندارم که به پرواز رسد

💡 دل از طربِ زمانه برداشتنیست و افزون طلبی ما کم انگاشتنیست

💡 این فرضیه که علمی باشد، تنها زمانی مورد پذیرش قرار می‌گیرد که بر پایه شواهد تجربی و داده‌های واقعی، کاملاً منطقی و انگاشتنی باشد.

💡 تحلیل‌های ارائه شده توسط پژوهشگر جوان در این مقاله، به دلیل نبود مستندات کافی، برای جامعه علمی چندان معتبر و انگاشتنی به نظر نمی‌رسد.

💡 هرگونه ادعایی در مورد علت وقوع این حادثه، اگر از نظر منطقی انگاشتنی نباشد، نمی‌تواند در گزارش‌های رسمی و حقوقی مورد استناد قرار گیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران