لغت نامه دهخدا
انهاض. [ اِ ] ( ع مص ) برانگیختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). برخیزانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نزدیک پری گردانیدن مشک را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
انهاض. [ اِ ] ( ع مص ) برانگیختن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( آنندراج ). برخیزانیدن. ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نزدیک پری گردانیدن مشک را. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) تحریک کردن، برانگیختن.
برخیزاندن، برانگیختن.
تحریک کردن، برانگیختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و له قدس [اللّه] روحه من جمیل افعاله و کریم اخلاقه ما یعلی درجته فی الائمة الصالحین و تفلح [به] حجّته فی العالمین، انّه لا یضیع اجر المحسنین. و رای امیر المؤمنین بفطنته الثاقبة و فکرته الصافیة صرف الخاطر عن الجزع علی هذه المصائب الی ابتغاء الاجر عنه و الثواب و وصل الرغبة الی اللّه تعالی فی ردّ امانته علی مولاه و انهاضه بما استکفاه یسأله ان یحظی الامام الطاهر القادر باللّه علیه صلوات اللّه و رضوانه و غفرانه بما قدّمه من افعال الخیر المقّربة الیه و یزلفه بما سبق منها لدیه حتّی تتلقّاه الملائکة مبشرة بالغفران و موصلة الیه کرائم التحف و الرضوان.