انشار

لغت نامه دهخدا

انشار. [ اِ ] ( ع مص ) زنده گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ) ( آنندراج ). زنده کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث اللغات ) ( مصادر زوزنی ). || اره کردن. ( یادداشت مؤلف ): الرخام، حجر... یقطع من معادنه و ینشرو ینجر. ( ابن البیطار ذیل رخام از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ معین

(اِ ) [ ع. ] (مص م. ) زنده کردن.

ویکی واژه

زنده کردن.

جمله سازی با انشار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حجت انکار شد انشار تو از دوا بدتر شد این بیمار تو

💡 کاترین بلانشارد اشر، مورخ، این مقبره را به عنوان «بهترین بنای تاریخی حفظ شده لاهور از دوره پس از آورانژزب» توصیف می‌کند. این یک ساختار منحصر به فرد است زیرا مانند یک برج طاق دار با «طاق هرمی» است. دیواره‌های خارجی مقبره با کاشی‌های وارانسی پوشیده شده‌است که رنگ‌های آنها بسیار ضعیف تر از ساختمانهای دیگر است که کاشی‌های مشابه در آن استفاده شده‌است

💡 من تا قیامت گویمش ای تاجدار پنج و شش حیرت همی‌حیران شود در مبعث و انشار من

💡 روزنامه آموزگار از نشریه های دوره مشروطه بود که در سال ۱۳۳۹ قمری در رشت منتشر شد. مدیر مسؤول این روزنامه محمدتقی شیرازی بود و آن را در چاپخانه سعادت منتشر می‌کرد. این روزنامه وابسته به حزب دموکرات بود و مرامنامه حزب دموکرات (دوران مشروطه) را با زبانی ساده برای فهم همه تفسیر و تشریح می کرد. از ویژگی‌های دیگر این روزنامه چاپ و نشر داستان‌های کوتاه بود. انشار روزنامه پس از ۲۳ شماره متوقف گردید.

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
چیره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز