لغت نامه دهخدا
الواربر. [ اَل ْ ب ُ ] ( نف مرکب ) الواربرنده. برنده الوار. آنکه الوار برد. || آلتی که بدان الوار برند: اره الواربر.
الواربر. [ اَل ْ ب ُ ] ( نف مرکب ) الواربرنده. برنده الوار. آنکه الوار برد. || آلتی که بدان الوار برند: اره الواربر.
{timber carrier} [حمل ونقل دریایی] کشتی مخصوص حمل الوار
کشتی مخصوص حمل الوار.
💡 در حومهٔ شهر آپیا بناهایی جدید به سبک اروپایی در کرانهٔ خط ساحلی ساخته شدهاست. اقامتگاههای ساموآیی در جزیرهٔ مستقر است. خانه و کاشانه و محل زیست ساموآئیها به وسیلهٔ یک جداکننده و مردم در این منطقه محصور، خوراک خود را فراهم میسازند. صنایع این شهر شامل کارخانههای الواربری، صنایع دستی و عملآوری کاکائو، قهوه و نارگیل خشک و مهمترین صادراتش موز، نارگیل خشک و کاکائو میباشد.