فرهنگ معین
(اُ. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مأنوس شدن، اُنس گرفتن.
(اُ. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مأنوس شدن، اُنس گرفتن.
( مصدر ) سازگار و دمساز شدن با کسی آرام گرفتن با کسی مائ نوس شدن.
===آوایش===: اُخت شدن
مأنوس شدن، اُنس گرفتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سال بعد زنجیره پیروزهای ورماخت ادامه یافت. ماه آوریل سال ۱۹۴۱ آلمانیها موفق شدند با پیشروی در بالکان، بر یوگسلاوی و یونان نیز فائق آیند. هنگامی که نیروهای بریتانیایی برای یاریرسانی به یونانیها، مجدداً وارد تقابل رو در رو با ورماخت شدند، برای بار دوم در کمتر از یک سال موضع به موضع عقب رانده شده و در نهایت وادار به تخلیه به جزیره کرت گشتند. نیروهای متفقین در این موقعیت نیز در امان نمانده و با فرود آمدن صاعقه عملیات مرکور، نخستین عملیات تمام هوابرد تاریخ، از طرف ورماخت بر سرشان، با از دست دادن سریع جزیره، متحمل شکست سخت دیگری شده و این بار به سمت مصر عقب نشستند.