اتجار

لغت نامه دهخدا

اتجار. [ اِت ْ ت ِ ] ( ع مص ) بازرگانی کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). خرید و فروش کردن. معامله. سودا. بیع و شری. تجارت. ( زوزنی ):
هرکه شد مر شاه را او جامه دار
هست خسران بهر شاهش اتّجار.مولوی.|| دارو بگلوی خود فروبردن. ( زوزنی ). || میان دهن را علاج کردن. || علاج کردن. ( زوزنی ). || خویشتن را علاج کردن به وجور. ( و وجور داروست که در دهن ریزند ). دارو گرفتن بوجور. ( منتهی الارب ).

فرهنگ معین

(اِ تِّ ) [ ع. ] (مص ل. ) بازرگانی کردن، خرید و فروش کردن، معامله، سودا، بیع و شری، تجارت.

فرهنگ عمید

تجارت کردن، بازرگانی کردن، سوداگری.

ویکی واژه

بازرگانی کردن، خرید و فروش کردن، معامله، سودا، بیع و شری، تجارت.

جمله سازی با اتجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که شد مر شاه را او جامه‌دار هست خسران بهر شاهش اتجار

اندوختن یعنی چه؟
اندوختن یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز