لغت نامه دهخدا
ابناء بشر. [ اَ ءِ ب َ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آدمیزادگان.
ابناء بشر. [ اَ ءِ ب َ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) آدمیزادگان.
( ~ بَ شَ ) [ ع. ] (اِمر. ) آدمیزادگان.
آدمیزادگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تا خدمت ابناء بشر پیشه ماست آزادی و صلح و سلم اندیشه ماست
💡 حکیمی گفت: ابناء بشر سخت مسکین اند. چه اگر آنقدر که از فقر همی ترسند، از آتش همی ترسیدند، از هر دو نجات می یافتند.
💡 دیگر مزن از صلح و صفا دم که حوادث در خرمن ابناء بشر آتش کین ریخت
💡 بر سر زهد فروشان جهان پای بکوب که بر ابناء بشر دست درازند همه
💡 آزمودیم وز ابناء بشر جز شر نیست خیرخواهانه از این جانوران باید کشت
💡 ابناء بشر جمله ز یک عائلهاند وز حرص دول مدام در غائلهاند