ویکی واژه
(قدیم): جای چنگ زدن. جای گرفتن دست. مستمسک. آویزگاهی یابد که روز درماندگی، او را فریاد رسد. «محمدبخاری»
(قدیم): جای چنگ زدن. جای گرفتن دست. مستمسک. آویزگاهی یابد که روز درماندگی، او را فریاد رسد. «محمدبخاری»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عصای او چو شد آویزگاهم خلاصی داد از گرداب و چاهم