آزرده‌دل

آزرده‌دل به معنای فردی است که از چیزی یا کسی ناراحت و رنجیده شده است. این واژه به دو بخش تقسیم می‌شود: آزرده که نشان‌دهنده حالت ناراحتی و رنجش است و دل که به قلب و احساسات اشاره دارد. در واقع، زمانی که می‌گوییم کسی آزرده‌دل است، به نوعی ابراز می‌کنیم که او از یک تجربه یا برخورد ناخوشایند آسیب دیده و حالتی از ناراحتی در وجودش حاکم است. این حالت می‌تواند ناشی از رفتار دیگران، یک حادثه نامطلوب یا حتی یادآوری خاطرات تلخ باشد. در فرهنگ ما، احساسات و عواطف نقش مهمی در روابط انسانی دارند و وقت‌هایی که کسی آزرده‌دل می‌شود، به معنای آن است که نیاز به توجه و همدلی بیشتری دارد. در این شرایط، درک و حمایت از آن فرد می‌تواند به ترمیم دل آزرده او کمک کند و حس بهتری را به او منتقل کند.

مترادف‌ها

غمگین، دل‌شکسته، افسرده، اندوهگین

متضادها

شادمان، خرسند، خوشحال، دلخوش

لغت نامه دهخدا

( آزرده دل ) آزرده دل. [ زَ دَ / دِ دِ ] ( ص مرکب ) آزرده جان:
اگر برنخیزد به، آن مرده دل
که خسبند از او مردم آزرده دل.سعدی.

فرهنگ معین

( آزرده دل ) ( ~. دِ ) (ص مر. ) رنجیده، ملول، آزرده خاطر.

فرهنگ عمید

( آزرده دل ) ۱. دلتنگ.
۲. ملول. رنجیده.

فرهنگ فارسی

( آزرده دل ) ( صفت ) رنجیده ملول.
آزرده جان

ویکی واژه

(مجاز): رنجیده، ملول، آزرده خاطر. ای تو دل آزار و من آزرده دل/ دل شده ز آزارِ دل‌آزار زار. «منوچهری»

جمله سازی با آزرده‌دل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قسمت من شده دلسوزی آزرده‌دلان که ز هر زخم، چو مرهم کشم آزاری چند

💡 شد دل‌آزرده و آزرده‌دل از کوی تو رفت با دلِ پُر گِلِه از ناخوشیِ خویِ تو رفت

💡 کنون خیره آهرمن دل گسل ورا از تو کردست آزرده‌دل

💡 آن پیرمرد آزرده‌دل با نگاهی غم‌آلود به کوچه‌های قدیمی شهر خیره شده بود و گویی تمام خاطرات تلخ زندگی‌اش را در آن لحظه مرور می‌کرد.

💡 او پس از شنیدن آن خبر بسیار ناگوار، با چهره‌ای آزرده‌دل و لب‌های لرزان، تلاش می‌کرد تا در مقابل دوستانش تسلیم و ناامید به نظر نرسد.

💡 هیچ‌کس دوست ندارد در میان یک جمع دوستانه، فردی را ببیند که آزرده‌دل و غمگین باشد، زیرا این حالت می‌تواند حال و هوای جمع را تغییر دهد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران