wont

🌐 عادت

۱) اسم: عادت، خو (as is my wont = طبق عادتم). ۲) صفت: عادت‌کرده، خوگرفته (He is wont to rise early = عادت دارد زود بلند شود).

صفت (adjective)

📌 عادت کرده؛ استفاده شده (معمولاً بعد از آن مصدر می‌آید).

اسم (noun)

📌 رسم؛ عادت؛ رویه

فعل (با مفعول استفاده می‌شود) (verb (used with object))

📌 (شخصی را) مانند چیزی عادت دادن

📌 (چیزی را) به امری عادی یا معمول تبدیل کردن (معمولاً به صورت مجهول به کار می‌رود).

فعل (بدون مفعول استفاده می‌شود) (verb (used without object))

📌 عادت داشتن

جمله سازی با wont

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 she paced about the room, as she is wont to do whenever she is agitated

او در اتاق قدم می‌زد، همانطور که عادت دارد هر وقت آشفته می‌شود این کار را انجام دهد.

💡 As is his wont, he arrived early and made coffee for everyone.

طبق عادتش، زود رسید و برای همه قهوه درست کرد.

💡 She checked the locks at night, from old wont rather than fear.

او شب‌ها قفل‌ها را چک می‌کرد، نه از روی ترس، بلکه از روی عادت همیشگی.

💡 The president, as is his wont, did not stop at noting the opportunity to flip those seats.

رئیس جمهور، طبق عادتش، به فرصت برای برگرداندن آن کرسی‌ها اکتفا نکرد.

💡 western-style dress is now common usage in international business

لباس به سبک غربی اکنون در تجارت بین المللی رایج است

💡 The cat, by its wont, claimed the sunny chair at noon.

گربه، طبق عادتش، ظهر صندلی آفتابی را تصاحب کرد.

کلمات مرتبط