wirespun
🌐 سیمریسی شده
صفت (adjective)
📌 مانند سیم کشیده شده است.
📌 بیش از حد ظریف؛ مبهم
📌 داشتن محتوای بسیار کم.
جمله سازی با wirespun
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The artisan sold bracelets of wirespun silver with tiny hammered stars.
این صنعتگر دستبندهایی از نقرهی مفتولی با ستارههای کوچک چکشکاری شده میفروخت.
💡 A delicate, wirespun cage held the gemstone in place.
یک قفس ظریف و سیمی، سنگ قیمتی را در جای خود نگه داشته بود.
💡 The shop displayed wirespun ornaments that danced in the draft.
مغازه، زیورآلات سیمپیچشدهای را به نمایش گذاشته بود که در جریان هوا میرقصیدند.