Wiak
🌐 ویاک
اسم (noun)
📌 بیاک
جمله سازی با Wiak
💡 After the storm, aid trucks finally reached Wiak with water and tarps.
پس از طوفان، کامیونهای امدادی بالاخره با آب و پارچههای برزنتی به ویاک رسیدند.
💡 Scattered about in the waters of the great Geelvink Bay are many islands of various sizes, such as Biak or Wiak, Jappen or Jobi, Run or Ron, Noomfor, and many more.
در آبهای خلیج بزرگ گیلوینک، جزایر زیادی با اندازههای مختلف پراکنده شدهاند، مانند بیاک یا ویاک، جاپن یا جوبی، ران یا ران، نومفور و بسیاری دیگر.
💡 The linguist traced a surname back to villages near Wiak in the archives.
این زبانشناس در بایگانیها، ریشهی یک نام خانوادگی را در روستاهای نزدیک ویاک پیدا کرد.
💡 A postcard from Wiak arrived with a sketch of the old marketplace.
یک کارت پستال از ویاک رسید که طرحی از بازار قدیمی روی آن کشیده شده بود.