unwholesome

🌐 ناسالم

ناسالم، زیان‌آور؛ از نظر جسمی (غذای بد) یا روانی/اخلاقی (فیلم، محیط یا رابطهٔ مضر).

صفت (adjective)

📌 ناسالم؛ غیرسالم؛ مضر برای سلامت یا رفاه جسمی یا اخلاقی.

📌 از نظر سلامتی سالم نیست؛ ناسالم، به خصوص از نظر ظاهری؛ حاکی از بیماری است

جمله سازی با unwholesome

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 “Show me these unwholesome treats he hides in his bed, Nanny Pratt,” she said grandly.

با لحنی آمرانه گفت: «ننی پرات، این خوراکی‌های ناسالمی که توی رختخوابش قایم می‌کنه رو نشونم بده.»

💡 An unwholesome online culture normalizes harassment.

فرهنگ ناسالم آنلاین، آزار و اذیت را عادی جلوه می‌دهد.

💡 He avoided unwholesome snacks during the late-night edit.

او در طول تدوین آخر شب از خوردن تنقلات ناسالم پرهیز کرد.

💡 "A side that makes the movie feel creepy and subtly unwholesome."

«جنبه‌ای که باعث می‌شود فیلم چندش‌آور و به طرز نامحسوسی ناخوشایند به نظر برسد.»

💡 health inspectors shut down several food stands that were using tainted and unwholesome meat

بازرسان بهداشت چندین دکه مواد غذایی را که از گوشت‌های آلوده و ناسالم استفاده می‌کردند، تعطیل کردند.

💡 The inspector flagged an unwholesome odor near the vents.

بازرس بوی نامطبوعی را نزدیک دریچه‌ها حس کرد.