truebred
🌐 اصیل زاده
صفت (adjective)
📌 با ویژگیهای تربیت و آموزش خوب مشخص میشود؛ تربیتشدهی خوب
📌 اصیل یا نژاد خالص.
جمله سازی با truebred
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 A truebred line preserves traits at the cost of diversity.
یک نژاد اصیل، صفات را به قیمت از دست دادن تنوع حفظ میکند.
💡 The gardener saved truebred seeds to keep flavors consistent.
باغبان بذرهای اصیل را ذخیره کرد تا طعمها ثابت بمانند.
💡 Breeders showed a truebred colt with flawless gait.
پرورشدهندگان یک کره اسب اصیل با راه رفتن بیعیب و نقص را نشان دادند.