trimonthly
🌐 سه ماهه
صفت (adjective)
📌 هر سه ماه یکبار اتفاق میافتد، در حال وقوع است، انجام میشود یا عملی روی آن انجام میشود.
جمله سازی با trimonthly
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The committee meets trimonthly, which we clarified as every three months.
این کمیته هر سه ماه یکبار تشکیل جلسه میدهد، که ما آن را به صورت هر سه ماه یکبار مشخص کردیم.
💡 Our newsletter goes out trimonthly with seasonal highlights and tips.
خبرنامه ما هر سه ماه یکبار با نکات و اخبار مهم فصلی منتشر میشود.
💡 Trimonthly, trī′munth-li, adj. every three months.
سه ماهه، tri′munth-li، صفت. هر سه ماه یکبار
💡 She set trimonthly reminders for backups, audits, and license checks.
او هر سه ماه یک بار برای پشتیبانگیری، حسابرسی و بررسی مجوزها یادآوری تعیین میکرد.