transcension

🌐 تعالی

«فراروی / عملِ فراتر رفتن»؛ اسمِ انتزاعی از transcend؛ بیشتر در متن‌های فلسفی/عرفانی به‌معنی بالا رفتن از سطحی به سطح دیگر.

اسم (noun)

📌 تعالی.

جمله سازی با transcension

💡 The story frames enlightenment as transcension rather than escape.

داستان، روشن‌بینی را به عنوان تعالی و نه فرار، تصویر می‌کند.

💡 The game awards transcension after mastering every hidden mechanic.

این بازی پس از تسلط بر هر مکانیک پنهان، به شما تعالی می‌بخشد.

💡 A moment of transcension arrived when the choir fell perfectly in tune.

وقتی گروه کر کاملاً هماهنگ شد، لحظه‌ای از تعالی فرا رسید.