trans woman
🌐 زن تراجنسیتی
اسم (noun)
📌 بزرگسالی که در بدو تولد مرد تعیین شده اما هویت جنسیتی او زن است.
جمله سازی با trans woman
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 And yet, her presence as a Black Brazilian trans woman at the forefront of Latin music carries an undeniable cultural weight.
و با این حال، حضور او به عنوان یک زن تراجنسیتی سیاهپوست برزیلی در خط مقدم موسیقی لاتین، بار فرهنگی غیرقابل انکاری را به دوش میکشد.
💡 Spanberger addressed the issues of trans women participating in women’s sports, as well as using female bathrooms, in an interview with WSET-TV in Roanoke.
اسپانبرگر در مصاحبهای با WSET-TV در رونوک، به مسائل مربوط به زنان ترنس شرکتکننده در ورزشهای زنانه و همچنین استفاده از توالتهای زنانه پرداخت.
💡 A trans woman launched a scholarship for young coders.
یک زن ترنس بورسیهای برای کدنویسان جوان راهاندازی کرد.
💡 The shelter now guarantees that a trans woman can access safe housing.
این پناهگاه اکنون تضمین میکند که یک زن ترنس میتواند به مسکن امن دسترسی داشته باشد.
💡 The decision followed a dispute with curators over how to display a painting that reimagined the Statue of Liberty as a Black, trans woman.
این تصمیم پس از اختلاف با متصدیان نمایشگاه بر سر نحوه نمایش نقاشیای که مجسمه آزادی را به شکل یک زن سیاهپوست و تراجنسیتی بازآفرینی کرده بود، گرفته شد.
💡 A trans woman journalist reported from the climate summit.
یک روزنامهنگار زن ترنس از اجلاس اقلیمی گزارش تهیه کرد.