time lamp
🌐 چراغ زمان
اسم (noun)
📌 چراغ نفتی مربوط به قرنهای ۱۷ و ۱۸ میلادی که با سرعت ثابتی میسوخت و مخزن آن بر حسب واحد زمان درجهبندی میشد.
جمله سازی با time lamp
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 "And next time lamp who you're buttin' into, you pie-faced, turkey-shanked——" Well, maybe that's enough of the lady's repartee to quote exact; for the rest wa'n't strictly ladylike.
«و دفعهی بعد به کی گیر میدی، ای صورتگندهی تپل، ساقپهلوی...» خب، شاید همین از حرفهای خانم برای نقل قول دقیق کافی باشد؛ چون بقیهاش خیلی هم خانمانه نبود.
💡 He built a DIY time lamp that pulsed gently during focus blocks.
او یک چراغ زمان دستساز ساخت که در طول بلوکهای تمرکز به آرامی پالس میداد.
💡 A quirky time lamp in the café shifted colors to signal closing.
یک چراغ زمان عجیب و غریب در کافه، رنگهایش را به نشانهی بسته شدن تغییر داد.
💡 The museum displayed a time lamp that marked hours with oil and floating pegs.
موزه یک چراغ زمان را به نمایش گذاشته بود که با روغن و میخهای شناور، ساعتها را نشان میداد.