thermomotor
🌐 ترموموتور
اسم (noun)
📌 یک موتور حرارتی.
جمله سازی با thermomotor
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The wax-filled thermomotor opened the vent as the greenhouse heated.
ترموموتور پر از موم، همزمان با گرم شدن گلخانه، دریچه را باز میکرد.
💡 We chose a thermomotor actuator for silent operation.
ما یک محرک ترموموتور را برای عملکرد بیصدا انتخاب کردیم.
💡 A tiny thermomotor nudged the valve without wires or code.
یک ترموموتور کوچک بدون سیم یا کد، شیر را تکان میداد.