tessellation
🌐 موزاییک کاری
اسم (noun)
📌 هنر یا عمل کاشیکاری.
📌 فرم یا چیدمان موزاییکی.
📌 کار موزاییک کاری شده.
جمله سازی با tessellation
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The tiles in the Alhambra, which Escher described studying, for instance, transform into some of his well-known tessellations.
کاشیهای الحمرا، که اشر مطالعهی آنها را توصیف کرده است، برای مثال، به برخی از کاشیکاریهای معروف او تبدیل میشوند.
💡 The poster explained tessellation with bees, tiles, and math.
پوستر، موزاییککاری با زنبورها، کاشیها و ریاضیات را توضیح داده بود.
💡 A careful tessellation makes small tiles feel like a single surface.
یک موزاییککاری دقیق باعث میشود کاشیهای کوچک مانند یک سطح واحد به نظر برسند.
💡 Smithville records much of its culture and history is shiny tessellation.
اسمیتویل بخش زیادی از فرهنگ و تاریخ خود را با موزاییککاریهای براق ثبت کرده است.
💡 These all converge into a brightly colored tessellation of figures that taper and fade into the background noise.
همه اینها در یک موزاییککاری رنگارنگ از پیکرهها همگرا میشوند که در نویز پسزمینه محو و کمرنگ میشوند.
💡 Kids discovered tessellation by covering the table with cut paper fish.
بچهها با پوشاندن میز با ماهیهای کاغذی بریدهشده، موزاییککاری را کشف کردند.